شمس الدين حافظ
78
سفينه حافظ ( فارسى )
هنگام نوبهار و گل از بوستان جدا 2 * [ 1 ] شماره مسلسل 2 هنگام نوبهار و گل از بوستان جدا * يا رب مباد هيچكس از دوستان جدا بلبل بناله در چمن آمد به صبحدم * كز وصل گل همىشود اندر خزان جدا دنياست باغ كهنه و انسان گل نواند * هريك ز شاخ عمر كند باغبان جدا افسوس كاين حيات جهان رايگان گذشت * افسوس ديگر آنكه شود تن ز جان جدا هشدار و پاى بر سر آسودگان منه * تنها بگور خفته و از همدمان جدا گر فىالمثل چو حافظ در عشق صادقى * بهر وصال دوست شو از خانمان جدا [ 5 دل مىرود ز دستم صاحبدلان خدا را ] 3 [ 2 ] شماره مسلسل 3 دل مىرود ز دستم صاحبدلان خدا را « 1 » * دردا كه راز پنهان خواهد شد آشكارا ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون * نيكى بجاى ياران فرصت شمار يارا كشتىنشستگانيم اى باد شرطه « 2 » برخيز * باشد كه بازبينيم ديدار آشنا را در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل * هات الصبوح هبّوا يا ايّها السّكارى « 3 » اى صاحب كرامت شكرانهء سلامت * روزى تفقّدى كن درويش بينوا را آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است * با دوستان مروّت با دشمنان مدارا در كوى نيكنامى ما را گذر ندادند * گر تو نمىپسندى تغيير ده قضا را آيينهء سكندر جام مى است « 4 » بنگر * تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا سركش مشو كه چون شمع از غيرتت « 5 » بسوزد * دلبر كه در كف او موم است سنگ خارا
--> [ 1 ] پاورقى غزل 2 - در خلخالى و يكتائى غزل فوق را به غير حافظ نسبت دادهاند ولى نفرمودهاند از كيست ؟ و در كمتر نسخهاى ديده شده است . [ 2 ] پاورقى غزل 3 - آوردهاند كه بعضى از درباريان خوش خدمت از ناصر الدين شاه سؤال كردند : آيا كشتىنشستگان صحيح است يا كشتى شكستگان ؟ ناصر الدين شاه در جواب گفت : بعضى نشسته خوانند ، بعضى شكسته دانند ، چون نيست خواجه حافظ ، معلوم نيست ما را . و بعضى معذور دار ما را گفتهاند ( از كتاب ماجراها و قصص شاعران ) . توضيح ، دربارهء « آينه سكندر » - نام آينهاى است كه ارسطو بدستور اسكندر در بندر اسكندريه مصر روى منارى مرتفع ساخته بود كه از صد ميل ( 150 كيلومتر ) راه ، حركت كشتىها را در آن مىديد ولى مهاجمين از غفلت پاسبانان استفاده كرده و آن آينه را در آب افكنده و در نتيجه اسكندريه را فتح كردند ولى ارسطو موفق شد دوباره آن آينه را از آب خارج كند و اگر شعراء در اشعار خود « جام اسكندر » بجاى آينه اسكندر به كار بردهاند دچار اشتباه شده و علتش هم تشابه عمل جام جم و آينه سكندر بوده است . ( 1 ) محض رضاى خدا ( 2 ) باد موافق ( 3 ) بياورمى صبوحى را ( صبوحى شرابى است كه براى رفع خمارى مى شب سحرگاهان مىنوشند ) از خواب بيدار شويد اى گروه مستها ( 4 ) در بعضى نسخ جام جم است ( 5 ) يعنى از غيرت ( تعصب ) ترا بسوزد و غيرت بمعنى رشك و حسد و ناموس